چهارشنبه 21 شهریور ماه سال 1386
قصه از کجا شروع شد؟
از روزی که به زمین و زمان فحش می دادم که ای دااااااااااااااد بابا نمی خوام برم 
خودمونیما چه خوب شد رفتم
حالا بپر بیا تو بغل خاله
بابا این همه هیجان واسه چیه...
ما خودمون زغال فروشیم عمو...
پ.ن : ۳۴۶ ساعت گذشت.
*************
دعای امروز :
خدایا این توتنایی رو به من بده تا کمکشون کنم...
